تبليغاتX
عشق صدای فاصله هاست ...

باغبانی پیرم که به غیر از گلها

از همه دلگیرم ، کوله ام غرقه غم است ،

آدم خوب کم است ،

عده بی‌ خبرند ،

عده کور و کرند ،

و گروهی پکرند ،

دلم از این همه بد می‌گیرد ،

و چه خوب ،

آدمی‌ … می میرد …


+ نوشته شده در  جمعه هفتم بهمن 1390ساعت 23:9  توسط مسافر تنهایی  | 

بالاخره سفر یک هفته ای به ترکیه به پایان رسید و این یک سفر پرخاطره و شیرین برای من و دانشجوی خوبم آقا مهدی زیبایی بود ...

نه برفهای بر زمین نشسته استانبول ، نه هوای سرد شبهای اونجا و نه ساز و ضرب شبانه ها و ... هیچکدوم حلاوت قبولی تو آزمونها و بخصوص اون ظهر دوشنبه رو برای ما نداشت

خدا رو شکر می کنم که تونستم در یک دوره سنگین و پرفشار موفق به اخذ یکی از بهترین مدارک روز دنیا بشم . کسب مدرک MCITP Virtualization و گذراندن سه ازمون سنگین در 4 روز متوالی یکی از شیرینی های خوب این سفر بود که قبولی مهدی خان هم این شیرینی رو مضاعف کرد.

خدا رو شکر که 2012 با یک استارت خیلی خوب شروع شد و فکر میکنم امسال سال پرهیاهو و پرتلاطمی برای خودم و دور و بری ها باشه .

باز هم برای خودم می نویسم و برای دلم ...

برای کسانی که از صمیم قلب دوستشان داریم بخصوص اونیکه دوست داشتنم رو نمی تونم با یک بوسه تقدیمش کنم !!



+ نوشته شده در  جمعه هفتم بهمن 1390ساعت 23:6  توسط مسافر تنهایی  | 

قول داده ام...
گاهـــــــی
هر از گاهـــــی
فانـــــوس یادت را
میان این کوچه های بی چراغ و بی چلچلـــــــه، روشن
کنم
خیالت راحــــــت! من همان منـــــم؛
هنوز هم در ین شبهای بی خواب و بی خاطـــــره
میان این کوچه های تاریک پرسه میزنم

اما به هیچ ستاره‌ی دیگری سلام نخواهــــــم کرد


+ نوشته شده در  شنبه هفدهم دی 1390ساعت 14:15  توسط مسافر تنهایی  | 

مادر يعني به تعداد
همه روزهاي گذشته تو، صبوري! مادر يعني
به تعداد همه روزهاي آينده تو ،دلواپسي!
مادر يعني به تعداد آرامش همه خوابهاي
کودکانه تو، بيداري ! مادر يعني بهانه
بوسيدن خستگي دستهايي که عمري به پاي
باليدن تو چروک شد! مادر يعني بهانه در
آغوش کشيدن زني که نوازشگر همه سالهاي
دلتنگي تو بود!
مادر يعني باز هم بهانه مادر گرفتن....

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم دی 1390ساعت 14:13  توسط مسافر تنهایی  | 

به هر تقدیر که بود در آخرین لحظه سال میلادی نتونستم اماده سفر ترکیه بشم و از سفر در دقیقه 90 جاموندم ! به هر دلیل و هر تقدیری که بود نشد برم و ...

البته بجای من رضا پسرعموم در اولین روز 2012 مسافر دیار ترک ها شد و از همینجا قبل از رسیدنش براش آرزوی موفقیت و سربلندی می کنم و انشالله که به حق خودش برسه و موفق و دست پر برگرده.

به همین بهونه بد ندیدم با اینکه کریسمس رو از دست دادم ولی تبریک نگم ...


کریسمس و عید مسیحیت بر همه دوستان مسیحی مبارک 



+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم دی 1390ساعت 1:34  توسط مسافر تنهایی  | 

وقتي كه بچه بودم هر شب دعا ميكردم كه خدا يك دوچرخه به من بدهد.

بعد فهميدم كه اينطوري فايده ندارد.


پس يك دوچرخه دزديدم و دعا كردم كه خدا مرا ببخش


هی با خود فکر می کنم ،


چگونه است که ما ، در این سر دنیا ، عرق می ریزیم و وضع مان این است


و آنها ، در آن سر دنیا ، عرق می خورند و وضع شان آن است! ...


نمی دانم ، مشکل در نوع عرق است یا در نوع ریختن و  خوردن

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم دی 1390ساعت 23:21  توسط مسافر تنهایی  | 

فقر اینه که ۲ تا النگو توی دستت باشه و ۲ تا دندون خراب توی دهنت؛

فقر اینه که فاصله لباس خریدن هات از فاصله مسواک خریدن هات کمتر باشه؛

فقر اینه که توی خیابون آشغال بریزی و از تمیزی خیابونهای اروپا تعریف کنی؛

فقر اینه که به زنت بگی کار نکن و تنها دلیلت این باشه که ما احتیاج مالی نداریم؛

فقر اینه که شامی که امشب جلوی مهمونت میذاری از شام دیشب و فردا شب افراد خانواده ات بهتر باشه؛

فقر اینه که بچه ات تا حالا یک هتل ۵ ستاره رو تجربه نکرده باشه و تو فکر می کنی که حتی دور و بر خط فقر هم نیستی؛

فقر اینه که ماجرای عروس فخری خانوم و زن صیغه ای پسر وسطیش رو از حفظ باشی اما ماجرای مبارزات بابک خرمدین رو ندونی؛

فقر اینه که از بابک و افشین و سیاوش و مولوی و رودکی و خیام چیزی جز اسم ندونی اما ماجراهای آنجلینا جولی و براد پیت و سیر تحولی بریتنی اسپرز رو پیگیری کنی؛

فقر اینه که سفرهای خارج از کشورت خلاصه بشه به رفتن به خونه فک و فامیلهای ساکن در اونور آب؛

فقر اینه که وقتی با زنت می ری بیرون مدام بهش گوشزد کنی که موها و گردنشو بپوشونه، اما وقتی تنها میری بیرون جلو پای زن یکی دیگه ترمز بزنی و بهش نظر داشته باشی؛

فقر اینه که وقتی کسی ازت میپرسه در ۳ ماه اخیر چند تا کتاب خوندی برای پاسخ دادن نیازی به شمارش نداشته باشی؛

فقر اینه که ۶ بار مکه رفته باشی و هنوز ونیز و برج ایفل رو ندیده باشی؛

فقر اینه که کلی پول بدی و یک عینک دیور تقلبی بخری اما فلان کتاب معروف رو نمی خری تا فایل پی دی اف ش رو مجانی گیر بیاری؛

فقر اینه که ۱۵ میلیون پول مبلمان بدی اما غیر از ترکیه و دوبی هیچ کشور خارجی رو ندیده باشی؛

فقر اینه که ماشین ۴۰ میلیون تومانی سوار بشی و خودت رو ملزم به رعایت قوانین رانندگی ندونی؛

فقر اینه که بری تو خیابون و شعار بدی که دموکراسی می خوای، تو خونه بچه ات جرات نکنه از ترست بهت بگه که بر حسب اتفاق قاب عکس مورد علاقه ات رو شکسته؛

فقر اینه که ورزش نکنی و به جاش برای تناسب اندام از غذا نخوردن و جراحی زیبایی و دارو کمک بگیری؛

فقر اینه که تولستوی و داستایوفسکی و احمد کسروی برات چیزی بیش از یک اسم نباشند اما تلویزیون خونه ات صبح تا شب روشن باشه؛

فقر اینه که وقتی ازت بپرسن سرگرمی و علاقه مندیهای تو چی هستند بعد از یک مکث طولانی بگی موزیک و تلویزیون؛

فقر اینه که در اوقات فراغتت به جای سوزاندن چربی های بدنت بنزین بسوزانی؛

فقر اینه که کتابخانه خونه ات کوچکتر از یخچالت(یخچال هایت)باشه؛

فقر اینه که دم دکه روزنامه فروشی بایستی و همونطور سر پا صفحه اول همه روزنامه ها رو بخونی و بعد یک نخ سیگار بخری و راهتو بگیری و بری؛

فقر اینه که با کامپیوتر کاری جز ایمیل چک کردن و چت کردن و موزیک گوش دادن نداشته باشی؛

و بقولی؛ فقـــر بزرگترین آلاینده است، آلاینده ای که تنها با دریافت حقوق ناچیز آخر هر ماه آلودگی و اثرات مخرب آن از بین نمی رود !



+ نوشته شده در  سه شنبه ششم دی 1390ساعت 23:18  توسط مسافر تنهایی  | 


دلتنگی است !!

همین حس مبهم نفس گیری

که دامنگیرم می شود

وقتی چیزی را ...

کسی را ...

جایی ، جا گذاشته ام ؟!


+ نوشته شده در  سه شنبه ششم دی 1390ساعت 23:13  توسط مسافر تنهایی  | 

رفتن و تنها بودن سخت است اما باید حس تنهایی رو چشید تا قدر همدم را بیشتر دانست


بی تو دلم می‌گیرد
 
و با خودم می‌گویم
 
کاش آن یک بار که دیدمت
 
گفته بودم
 
که بی تو گاه دلم می‌گیرد
 
که بی تو گاه زندگی سخت می‌شود
 
که بی تو گاه هوای بودنت دیوانه‌ام می‌کند
 
اما نمی‌گفتم
 
که این «گاه» ها
 
گهگاه
 
تمامِ روز و شب من می‌شوند
 
آن وقت بغض راه گلویم را می‌گیرد
 
درست مثل همین روزها

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم دی 1390ساعت 23:13  توسط مسافر تنهایی  | 


آنگاه که تولد دختري بيگناه مايه ننگ عربها بود

آنگاه که زندگي براي دخترکان ساعتي... به طول نمي انجاميد

نياکان ما بلند ترين شب سال ،يلدا شب تولد مينو، الهه زن


ميترا الهه خورشيد را شب زنده داري مي کردند

اين شب و همه شبهاي پر ستاره ايراني پيشکش شما،

آرزو دارم در پس يلداي زندگيتان زايش خورشيد را.



*شب عاشقان بی دل چه شبی دراز باشد
تو بیا کز اول شب در صبح باز باشد *

♥♥♥شب یلدا مبارک♥♥♥

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام آذر 1390ساعت 1:57  توسط مسافر تنهایی  | 

 
14197